کتاب الکترونیکی استاد عشق – زندگینامه پرفسور سید محمود حسابی
سلام و سلام و صد سلام
بعد از مدتها وقت کردم بیام و یه چیزی واسه این وبلاگ ارسال کنم و برای ارسال اولین پست وبلاگ قصد دارم یکی از کارهایی رو که انجام دادم رو براتون ارسال کنم. کتاب الکترونیکی استاد عشق.
خیلی ها این کتاب رو خوندن و احتمالا اگر شما هم اهل کتاب باشید یا حداقل بعضی وقتا به کتاب فروشی ها رفته باشید در قفسه کتاب ها به چشمتون خورده. کتاب معروفیه و در سال 88 به چاپ سی وهفتم رسیده بود، پس میشه نتیجه گرفت که کتاب خوبیه. اما اشکالاتی داره که خدمتتون عرض خواهم کرد. اول از همه باید خدمت شما دوستان عزیز هدفم رو از تایپ این کتاب و تبدیل اون به کتاب الکترونیکی بگم. مهمترین اون ها بالابردن محتوای فارسی اینترنت هستش. اگر کسی باشید که به تازگی با اینترنت آشنا شده باشید، مطمئنا اینترنت رو مکانی پرمحتوا و خوب میدونید. اما بعد از مدتی که در اینترنت جستجو می کنید و کمی تحقیق و تحفص می کنید میفهمید که محتوای فارسی اینترنت بسیار بی ارزش و به درد نخوره. اکثر مطالب کپی شده است و هیچ کس حال خلاقیت رو نداره. تازه همونی هم که گیرتون میاد احتمال زیاد ترجمه شده یک مقاله انگیلیسیه و تازه کلی هم کد نویسی کردن که کسی از روی وب سیاتشون مطلب رو کپی نکنه.
حال یه نقدی هم کتاب رو می کنم تا کمی با موضوع کتاب و همینطور سبک نوشتن اون آشنا بشید.
پرفسور حسابی پسر یکی از ثروتمندترین خانواده های ایران بود. هم از پدر و هم از مادر اصل و نسب داشت. البته پدر کمی ریب میزد و خورده شیشه داشت. بعد از اینکه محمود کوچولو به همراه خانواده با یک کاروان مسافرتی به لبنان میرن داستان اصلی زندگی ایشون آغاز میشه. پدر آقای حسابی به عنوان سفیر ایران یا به قول خودشون کنسول در کنسولگری ایران بوده و بعد از مدتی خانواده رو میپیچونه و برمیگرده به تهران و ازدواج میکنه و بعد از مدتی دیگه خرج و مخارجشون رو نمیده و بعد هم قصد از هم پاشیدن اون هارو میکنه و خلاصه خیلی جفا میکنه این بی پدر و مادر به سید محمود.
مدتی بعد سید محمود با هزار جور بدبختی به مدرسه میره و اونجا هم هزارجور بدبختی دیگه و تا میتونه به خودش فشار میاره تا درسشو بخونه و به معنی واقعی کلمه پرفسور سید محمود حسابی پشتکار داشته. وافعا پشتکار داشته.
خلاصه موفق میشه دیپلم بگیره. بره دانشگاه. بره فرانسه و چندتا رشته عوض کنه و بعد در رشته فیزیک مشغول بشه و نظریاتشو بنویسه و بره آمریکا و در اونجا بره سراغ اینیشتین و بعد برگرده به تهران. در تهران باز هم بیکاری به سراغش میاد و باعث میشه که کمی وضعشون بد بشه و اینبار به سراغ پدر میره و پدر پرفسور حسابی با یک لحن تند ایشون رو رد می کنند و ادامه داستان تا تاسیس دانشگاه تهران.
خدایش داستان کتاب قشنگه و جالبه. اما سبک نوشتن افتضاحه. افتضاح از این نظر که آقای ایراج حسابی پسر پرفسور اصلا استعداد نوشتن نداشته. تا تونسته گند زده به کتاب. بعضی وقتا مثل آگهی بازرگانی وسط داستان های پدرش میاد و میره روی اعصاب آدم. من هنوز خودم هم نفهمیدم که آخر این آقا ایرج بچه بوده، بزرگ بوده، نوجوان بوده، چی بوده وقتی داشته خاطرات پدرش رو مینوشته. اصلا از ادبیات غنی فارسی در اون استفاده نشده و کتاب خیلی خیلی خشک و خالیه. مثل کلاس ریاضی در زنگ آخر میمونه و حسابی حال گیری میکنه.
وقتی از پدرش تعریف کنه اینقدر با حرص تعریف می کنه که انگار داره میگه: نگاه کنید، نگاه کنید… این بابای منه… آی امت این بابای منه. ببینید که من چقدر با بابام خوب بودم. و از این چیزا….
آخر کتاب هم آقا ایرج حسابی به خودشون فشار آوردن و یه قطعه ادبی از خودشون بیرون دادن و ترکوندن خلاصه.
وقتی این کتاب رو در کنار کتاب باراک اوباما به نام رویاهایی از پدر قرار میدم میبینم که کتاب آقای اوباما خیلی جالب به جزئیات توجه کرده و موضوعات رو صادقانه بیان کرده و زیادی به ژرفای بخش احساسی اون نرفته و سعی کرده تعادل رو نگه داره.
خلاصه اینکه آقا ایرج حسابی لوس بازی درآورده.
اما این کتاب چیزی داره. وقتی لوس بازی ها و پَلش بازی های ایرج رو کنار میگذاری میبینی که کتابی غنی در دست داری. خاطرات و تجربیات مردی که در تمام زندگیش در حال تلاش بوده و جستجوی حقیقت اونو به دنیای نجوم، ریاضیات، فیزیک و فقر برده و برشگردونده.
مردی که میتونه سمبلی از اراده و پشتکار برای ایرانی ها باشه. گاهی اوقات اینقدر به درون این داستان میرید که دلتون نمی خواد گفته های پرفسور تموم بشه. داستان به شما نشون میده که محدودیتی وجود نداره و اگر بخوام صادقانه از این کتاب تعریف کنم باید بگم که جدا از مزخرفات آقای ایراج حسابی داستان و زندگینامه پرفسور سید محمود حسابی یک شاهکاره!
برای دانلود کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
Master Of Love – Biography Of Prof Hesaby